‏نمایش پست‌ها با برچسب كمپين. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب كمپين. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۲۲, سه‌شنبه

#ایران -گزارشی دردناک ازوضعیت دانش آموز ان سیستان وبلوچستان نداشتن وسیله ایاب وذهاب تا نداشتن شناسنامه اززبان عزیز دانش آموزی که هرروز برای رفتن به مدرسه 12کیلومتر می دود

گزارشی دردناک ازوضعیت دانش آموز ان سیستان وبلوچستان
نداشتن وسیله ایاب وذهاب تا نداشتن شناسنامه اززبان عزیز دانش آموزی که هرروز
برای رفتن به مدرسه 12کیلومتر می دود

عزیز: هنوز برای رفتن به مدرسه ۱۲ کیلومتر می‌دوم/خبری از سرویس مدرسه نیست
یک ماه از قول مسئولان آموزش‌وپرورش برای کمک حداقلی به این کودکان و ارائه سرویس مدرسه به آنها گذشته است اما هنوز این کودکان سرویس مدرسه را ندیده‌اند.
یکی از موضوعاتی که مستند راویان در جریان سفر به مناطق مرزی و دورافتاده سیستان‌وبلوچستان به آن پرداخت، بحث دانش‌آموزانی بود که به دلیل نداشتن مدارک هویتی و همچنین فاصله زیاد از مدرسه، با مشکلات فراوانی روبه‌رو بودند.
یکی از این نوجوانان، «عزیز» بود که در کنار تلاش‌های زیاد برای به دست آوردن شناسنامه و حضور بی‌دغدغه در مدرسه، هر روز برای رسیدن به کلاس درس 12 کیلومتر را می‌دوید.
اومی‌گفت: این مسیر را هر روز می‌دوم و اگر واقعا بدوم حدود 2 ساعت طول می‌کشد به مدرسه برسم. این داستان مدرسه رفتن ما در سرما و گرماست.  یک سرویس مدرسه به ما نمی‌دهند. خودتان یه نگاه بندازید ببینید چقدر کودک اینجاست. وضع همه همینه.
من هر روز باید بدوم تا به مدرسه برسم، اما وقتی می‌رسم که معلم نصف درس را تدریس کرده و من جز اینکه در راه بودم، جوابی برای تأخیرم ندارم.
از اینکه یارانه نمی‌گیرد می‌گوید و از دلیلش که نداشتن شناسنامه است. با این سن کمش، فرزند بزرگ خانواده‌ای 7 نفره است که پدرش هم به دلیل بیماری قادر به کار کردن نیست.
برای گرفتن شناسنامه به هر اداره مربوط و غیرمربوط که لازم بوده در دوست‌محمد رفته است اما به نتیجه‌ای نرسیده است.
عزیز می‌گفت: به زاهدان هم نامه زده‌ام اما 8 ماه است که بر من جوابی نیامده است. مجبوریم صدایمان را بلند کنیم و بگوییم آقا ما شناسنامه نداریم.. چه کار کنیم؟ نه یارانه می‌تونیم بگیریم، نه می‌دانم فردای من و آینده‌ام چه میشه؟ آمدیم و فردا گفتن از مدرسه برو بیرون، من چه کنم؟ نمی‌دانم این درسی که الان می‌خونم فردا قراره چه کاره بشم؟ من باید شناسنامه داشته باشم تا بدونم فردا می‌خوام چه کاره شوم. من که درس می‌خونم اگر فردا نتونم برای کشورم کاری کنم، چه فایده‌ای داره؟ بدون شناسنامه چه کار می‌تونم برای کشورم بکنم؟ کجای کشورم را می‌تونم آباد کنم؟
امتحانات ما از حدود یک هفته قبل شروع شده است و فقط به خاطر علاقه‌ای که به درس خواندن دارم این مسیر را می‌دوم و خودم را به مدرسه می‌رسانم. ما هم شنیدیم که قرار است سرویس بگذارند اما تا الان که هیچ خبری نشده است. هیچ مسئولی هم به اینجا نیامده. وزیر بهداشت هم که به سیستان‌وبلچستان آمد، به روستاهای ما سر نزد.


******
آدرس كانال تلگرام : http://telegram.me/CampaignActivistsTeachers
آدرس گوگل پلاس : https://plus.google.com/u/0/
@SamanehSaberi        آي دي تلگرام :
تويت : @soudabehrezaza

۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

#ايران -درنگی بر بودجه ی آموزش و پرورش


درنگی بر بودجه ی آموزش و پرورش


به قلم مهدی بهلولی
در سایت بانک جهانی،تولید ناخالص داخلی ایران (GDP) در سال 2013 پیرامون 370 میلیارد دلار و سهم آموزش و پرورش از آن برابر 3.7 ( سه و هفت دهم) اعلام شده است. این نسبت چیزی نزدیک به 14 میلیارد دلار می شود. اما بودجه ی آموزش و پرورش در یکی دو سال گذشته چیزی پیرامون 20 هزار میلیارد تومان یا 7 – 8 میلیارد دلار بوده است که با 14 میلیارد تفاوت صدرصدی دارد( تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2014 بیش از 413 میلیارد دلار اعلام شده که سهم آموزش و پرورش از آن مشخص نشده و آماری ثبت نگردیده است). ولی اگر درصد واقعی سهم آموزش و پرورش از GDP در نظر گرفته شود- که نصف عددی است که در سایت بانک جهانی اعلام شده- ایران در این سال ها با شاخص هزینه های دولتی آموزشی در ردیف فقیرترین کشورهای جهان می نشیند. یعنی کشور ایران که با شاخص GDP یکی از 20 کشور نخست جهان است با شاخص سهم آموزش و پرورش از GDP در مرتبه های صدم به بعد می باشد! اما ناسازه های آماری و بودجه ای آموزش و پرورش ایران به این مورد پایان نمی پذیرد. در سال های گذشته در منابع آماری اعلام شده از سوی مجلس و آموزش و پرورش،سهم حقوق و دستمزد فرهنگیان از بودجه ی آموزش و پرورش از پیرامون 86 تا 99 درصد اعلام شده است. این تفاوت 13 درصدی چیزی حدود 5000 میلیارد تومان است که گویا چندان توضیح دقیقی برای آن در دست نیست. هم اکنون و در میان فرهنگیان،به ویژه در فضای مجازی،پرسش هایی جدی مطرح شده درباره ی درستی یا نادرستی آمارهایی اینچنین که درباره ی بودجه ی آموزش و پرورش اعلام می گردد. مرکز پژوهش های مجلس در بررسی سال گذشته ی خود از بودجه ی آموزش و پرورش اعلام کرد که 86 درصد از کل بودجه ی آموزش و پرورش مربوط به حقوق و مزایاست اما در در چند ماه گذشته چندین بار از زبان فرادستان آموزش و پرورش کشور شنیده شد که پیرامون 99 درصد بودجه ی آموزش و پرورش اختصاص به حقوق و دستمزد فرهنگیان دارد. اگر این 5000 میلیارد تومان اختلافی،کسری بودجه ی آموزش و پرورش باشد چیزی بیش از یک میلیارد دلار از سهم آموزش و پرورش ایران از GDP باید کاست که در این صورت،رتبه ی ایران بازهم سقوط بیشتری خواهد داشت. در سایت بانک جهانی و در بخش آموزش و پرورش آمده است : "آموزش و پرورش یکی از نیرومندترین ابزار بازتولید فقر و نابرابری است. همچنین بنیادی است برای رشد اقتصادی پایدار." در حالی که بیشتر در کشورهای توسعه یافته،بیش از 5 درصد از تولید ناخالص داخلی به آموزش و پرورش اختصاص داده می شود در ایران و به ویژه در سال های گذشته،این نسبت به حدود یک درصد رسیده که حتی در سطح منطقه و در سنجش با کشورهایی همچون ترکیه و عربستان که پیرامون 4 درصد از GDP خود را به آموزش و پرورش اختصاص می دهند عددی بسیار پایین است و به هیچ رو نمی تواند برای دست یابی به توسعه ی پایدار و عدالت آموزشی، کارگر باشد. این روزها که در نیمه ی دوم سال بسر می بریم خوشبختانه حقوق و دستمزد فرهنگیان با افزایشی نسبی روبه رو گردیده است. فرهنگیان امیدوارند که این افزایش نسبی سرآغازی باشد برای یک دگرگونی چشمگیر نسبت به آموزش و پرورش و بودجه ی آن. هم اکنون بحث برنامه ی ششم توسعه و بودجه ی سال آینده مطرح است. در شبکه های مجازی فرهنگیان،بحث بودجه ی آموزش و پرورش و بررسی کم و کاستی های آن، یکی از موضوع های مهم و محوری است. از فرادستان آموزش و پرورش هم انتظار می رود که در این زمینه همراه و همگام با فرهنگیان گام بردارند و اطلاع رسانی های بایسته را انجام دهند.
********
#ايران #كمپين #مدني #مهد بهلولي #دستمزد #فرهنگيان #دگرگوني #شبكه_ مجازي #فرهنگيان # عدالت _آموزشی # حقوق # ترکیه #عربستان # اطلاع رسانی # شبكه مجازي # آموزش _ پرورش

۱۳۹۴ آذر ۶, جمعه

#ايران -بحرانی به وسعت تاسیسات زیر بنایی دانشگاه های بزرگ توان نفس کشیدن برایشان باقی نمانده

بحرانی به وسعت تاسیسات زیر بنایی دانشگاه های بزرگ
توان نفس کشیدن برایشان باقی نمانده


زنگ خطر فرسودگی بنای دانشگاهها/روزهای سخت نماد آموزش عالی کشور دانشگاه تهران
زنگ خطر فرسودگی ساختمان ها و تاسیسات زیر بنایی دانشگاه های بزرگ و با سابقه کشور چندسالی است که به صدا درآمده و بر اساس آمارهای موجود حدود یک هزار ساختمان آموزش عالی نیازمند مقاوم سازی است.
نفس های خسته ساختمان های فرسوده دانشگاه های کشور به شماره افتاده است. ساختمان هایی با عمر ۵۰ تا ۶۰ سال که اگر فکری برای تعمیر آنها نشود مانند بیماری خواهند بود که به دلیل عدم مراقبت های پزشکی و امکانات لازم جانش به خطر می افتد و شاید دیگر توان نفس کشیدن برایش باقی نماند. دانشگاه تبریز از نظر قدمت دومین دانشگاه کشور بشمار می رود و براین اساس ساختمان های این دانشگاه عمر ۵۰ ساله دارند و بسیاری از بناهای ساختمان ها و زیرساخت های این دانشگاه قدیمی و نیازمند تعمیر و بهسازی هستند.

درآدرس تلگرامی کمپین فعالین مدنی - فرهنگیان  مارا همراه باشيد 

 *****
#ايران #دانشگاه #ساختمان #آموزش عالي # تاسیسات # زیرساخت #خطر #آموزش عالي 

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

#ايران -چهارساعت مذاكره با نيروهاي اطلاعاتي هاشم خواستار

چهارساعت مذاكره با نيروهاي اطلاعاتي هاشم خواستار

چهارساعت مذاكره با نيروهاي اطلاعاتي(لطفا توهين نكنيد كه كامنتتان حذف خواهد شد.)
امروز سي آبان 94 ازحراست ناحيه ي 6 به خانه تلفن زدند كه دوستانه مي خواهيم مذاكره كنيم. بنده اعتراض كردم چون بازنشسته هستم كارهاي من ربطي به حراست و اطلاعات ندارد. دادگاه ميتواند مرا بخواهد. اصرار كردند كه دوستانه است بياييد. گفتم باشد ساعت 10 مي آيم. وارد اتاق حراست كه شدم، مسئول حراست آقاي عباسي مرا با دو نفر تنها گذاشت. آن دو نفر از من خواستند كه مطالب جايي درج نشود. اعتراض كردم و گفتم مسائل درون خانه هر كس جزئ اسرار آن خانواده است، كه متاسفانه جمهوري اسلامي هميشه براي سركوب از حربه ي نقاط ضعف خانواده ها استفاده مي كند. در حالي كه بايد حكومت شفاف عمل كند، كه عمل نمي كند. مثال زدم. فرانسوا ميتران رئيس جمهور فقيد فرانسه از يك زن جوان عرب دختري نامشروع داشت، كه در سن 18 سالگي هميشه به كاخ اليزه رفت و آمد داشت و خبرنگاري از جهان سوم از خبرنگاران فرانسوي مي پرسد كه شما چطور چنين مسئله اي را رسانه اي نمي كنيد؟ خبرنگاران فرانسوي مي گويند اين مسئله ي شخصي ميتران است، ربطي به ملت و رسانه ندارد. از من خواستند كه موبايلم را بدهم. گفتم موبايلم دست همسرم مي باشد، و ايشان پشت درب منتظر است. اجازه گرفتند كه اگر اشكال ندارد براي خودشان و نه براي اطلاعات ضبط كننند ، كه بعد با مرور ،آنها بهتر مسائل را تجزيه و تحليل كنند. گفتم اگر براي اطلاعات هم ضبط كنيد مهم نيست. حرفهايم را در همه جا زده و مي زنم و مشخص شد از اطلاعات هستند. از اين چهار ساعت گفتگو اميدوارم بتوانم خلاصه اي براي شما بيان كنم. ابتدا گفتند ما آمده ايم كه اين آقاي هاشم خواستار را كه «فورا گفتم داراي پرونده ي قطوري است.» .... از نزديك ديده و بشناسيم. گفتم بنده عقايدم را به بازجوهايم بارها گفته ام و براي خوشايند شما اين همه حرف نميزنم ، بلكه به خاطر ثبت در تاريخ مكتوب ايران، كه روزي در اختيار ملت قرار خواهد گرفت، همه چيز را ميگويم.
گفتند معلمان به خاطر معيشت؛ امنيت را زير سئوال مي برند. جواب دادم امنيت بايد پايدار باشد و امنيت پايدار تنها در سايه دموكراسي به وجود مي آيد. اين همه دزدي كه در كشور صورت مي گيرد باعث شده است ملت نسبت به حاكميت بسيار بدبين باشد و هر لحظه ممكن است انفجار صورت بگيرد. معلمان بسيار حساب شده تجمع و اعتراض مي كنند. از 10 اسفند كه اعتراض ها شروع شده است، هيچ وقت كلاسها را تعطيل نكرده اند. اكثر تجمعاتشان را پنجشنبه ها برگزار مي كنند تا اين شائبه براي بعضي معلمان به وجود نيايد كه كلاسها را تعطيل كنند. بنده نيز به شورا ي هماهنگي و مركزي تشكلهاي صنفي فرهنگيان توصيه كرده ام؛ مواظب باشند كه در اعتراضات ، اولياي دانش آموزان در مقابل معلمان قرارنگيرند.
پرسيدند: در نهايت هدف شما چيست؟ گفتم: انتخابات آزاد و دموكراتيك. از لهستان و آفريقاي جنوبي مثال زدم. در آفريقاي جنوبي، ماندلا و يارانش گفتند: ما ميبخشيم ، اما فراموش نمي كنيم. در ايران هم اميدوارم انتخابات آزاد برگزار شود و ملت كساني را كه جنايت كرده اند ببخشند. هرچند كه بنده كاره اي نيستم و حرف دل خودم را مي گويم. به آنها همچنين گفتم، كه جبهه ي ملي، نهضت آزادي، حزب ملت ايران، جنبش مسلمانان مبارز و ..... همه و همه خائن هستند؟ آيا فقط همينها كه كشور را چپاول و غارت كرده اند خادم هستند؟.
ر‍‍‍ژيم شاه با 35 ميليون جمعيت ؛ هفتصد هزار كارمند داشت. اما اكنون با 80 ميليون جمعيت به قولي چهار ميليون و پانصد هزار و بر اساس برخي شنيده ها تا هشت و نيم ميليون نفر كارمند دارد. به آنها آدرس دادم كه مشهد، اداره ي بصيرت زايي در حاشيه ي جاده ي سنتو دارد. يعني اگر بنده به آنجا بروم بصيرتم را چگونه بالا ميبرند؟(اوج چاپلوسي) جمهوري اسلامي بسيار بدتر از رژيم شاه به بروكراسي فاسدي رسيده است كه به هيچ عنوان نمي تواند خودش را از آن رها كند و اگر پيامبر وامام زمان هم در راس اين سيستم قرار بگيرند؛ نميتوانند اصلاح كنند. دنيا به سمت كوچك سازي سيستم اداري مي رود. تركيه، با جمعيت مشابه ما يك چهارم ما كارمند دارد. يكي از اصول انقلاب سفيد شاه مبارزه با كاغذ بازي(بوروكراسي) بود. حالا جمهوري اسلامي ادامه دهنده ي همان سياستهاي رژيم شاه يعني بروكراسي و وابستگي به نفت، كه در سطح بسيار گسترده تري است. همچنين به مامورين گفتم زماني كه در زندان با خارجي ها هم بند بودم آنها به من ميگفتند شما چرا انقلاب كرديد؟ مي گفتم براي آزادي و دموكراسي. مي گفتند آن موقع اقتصاد شما چطور بود؟ مي گفتم: نسبتا خوب بود. مي گفتند اكنون اقتصاد و آزادي داريد؟ مي گفتم اقتصاد و دموكراسي هيچكدام را نداريم. آنها مي خنديدند. به مامورين گفتم: چه زندان و چه خانه باشم ، به وظيفه ام عمل مي كنم. گفتند در زندان مثلا چه كار خواهيد كرد؟ گفتم همان كاري كه در سال 88 – 89 – 90 – 92 كردم. از درون زندان نامه هايي نوشتم كه مرا مرتب به بند قاتلان و مواد مخدر تبعيد مي كرديد. در حالي كه قاضي به نامه ها هيچگونه ايرادي نگرفته و گفت: حتي استفاده كرده ايم. اما چرا روي سايتها رفته و تلوزيونهاي خارج از آن سو ئ استفاده كرده اند؟ و من خدا را شكر مي كردم كه اگرچه از لحاظ جسمي برايم سخت بود ، اما اين همه سوژه كه زندانيان و شرايط نگهداري زندانيان داشتند، مي توانستم بنويسم. يا اينكه مرا در سلول انفرادي نگه داريد كه نتوانم بنويسم. گفتند ما نمي خواهيم در تقابل با شما باشيم. گفتم شما حداقل سه مرتبه مرا به زندان فرستاده و يكبار هم كسر يك هشتم حقوق كرده ايد. چطور در تقابل با من نيستيد؟ گفتند خوب، خلاف قانون هر كس عمل كند ما جلويش را مي گيريم. به آنها اعتراض كردم كه شما قانون راقبول نداريد. گفتند چرا قبول داريم. گفتم: من نوشته ام و يا با زبانم حرف زده ام . اين يعني آزادي بيان، كه حكومت از من گرفته و حداقل چهاربار مرا محكوم كرده است. چرا دادگاه برابر همين قانون اساسي هيئت منصفه تشكيل نمي دهد؟ و با وجود هيئت منصفه رسول بوداقي، علي اكبر باغاني، اسماعيل عبدي، محمود بهشتي لنگرودي و همه آزاد مي شوند. چرا هيئت منصفه را تشكيل نمي دهند؟ چون مي دانند از همين روزنه اگر قانون اجرا شود ديگر اين حاكمان نخواهند بود. پس انقلاب را دزديده و باندي عمل مي كنند. و جاهايي كه به ضرر آنهاست حاضر نيستند اجرا كنند. حتي بحث را به پسر آقاي خامنه اي آقا مجتبي كشاندم. چرا آقاي نوري زاد و مهدي هاشمي رفسنجاني كه مدعي هستند آقا مجتبي اختلاس و از شهرام جزايري پول گرفته است را محاكمه نمي كنند تا حقيقت روشن شود؟ كه ايشان گفت آقاي خامنه اي دستور دادند كه به وضع مجتبي رسيدگي شود، كه شده و مسئله اي نبوده. گفتم چرا براي مردم نگفتند؟ و از طرفي آيا اگر به مردم بگويند مردم باور مي كنند؟ از همه جا سخن رفت. بنده هم كه براي بحث سرم درد مي كند. چه بازجو و چه اطلاعاتي و چه همكار فرهنگي و چه ...باشد. حرف را بايد زد. به آنها گفتم كه اگر زندان نبودم نامه ي سرگشاده اي به مناسبت انتخابات مجلس به رهبر خواهم نوشت. طولاني شد و خسته كننده. پس ناچار تمام مي كنم. در پايان بنده هميشه خودم را مديون همكاران فرهنگي مي دانم كه بي دريغ از من حمايت كرده اند. اميدوارم بتوانم در جهت خواسته هاي بحق معلمان حركت كنم.
سيد هاشم خواستار نماينده ي معلمان در كانون صنفي فرهنگيان خراسان
******
#ايران # سيد هاشم خواستار #نماينده ي معلمان در كانون صنفي فرهنگيان خراسان #اطلاعات #نامه سرگشاده #رسول بوداقي #علي اكبر باغاني #اسماعيل عبدي #محمود بهشتي لنگرودي #بازجو #كمپين  -فعالين _مدني #قانون اساسي #محكوم #سايت #تلويزيون #دموكراسي #انتخابات #لهستان #حراست

۱۳۹۴ آبان ۲۳, شنبه

#ايران -دیدار جمعی از فرهنگیان کرج با خانواده اسماعیل عبدی از معلمان دربند

دیدار جمعی از فرهنگیان کرج با خانواده اسماعیل عبدی از معلمان دربند
کودکان نازنین  زندانیان چرا باید محروم از دیدار پدر باشند و به کدامین گناه باید هزینه بدهند

کانون صنفی معلمان ایران چهارشنبه 20آبان 94همراه تنی چند از همکاران به دیدار خانواده آقای عبدی رفتیم، روحیه همسر آقای عبدی خوب بود اما دختر نازنین ایشان دلتنگ پدر بود پسر کوچولو مشغول بازی کودکانه خود بود نگاه معصومانه امیر حسین سرشار از محبت بود.یکی از همکاران درآن فرصت اندک با دختر ایشان ریاضی کار کرد و یکی از همکاران در مورد آسیب‌های روانی که بر بچه‌های همکاران وارد می‌شود صحبت کرد و مشاوره داد.آنچه برایم آزارنده بود که چطور در این مدت به وظیفه خود عمل نکردم آنچه در فضای مجازی وجود دارد کاملا متفاوت با فضای عینی است این قصور از من است متاسف از این هستم این کودکان نازنین چرا باید محروم از دیدار پدر باشند و به کدامین گناه باید هزینه بدهند شاید من درک این موضوع را نتوانم و امیدوارم هر چه زودتر همکاران دربند ما آزاد شده و به خانواده برگردند.
*****
#ايران #اسماعيل عبدي #معلمان #ديدار#جمعي #فرهنگيان #كمپين_ فعالين _مدني -فرهنگيان#گوهر دشت كرج#رسول بداقي#مدرسه#حقوق #کارمندان #آموزش و پرورش #تجمع #زندان   #احضار #اوين  

۱۳۹۴ آبان ۲۰, چهارشنبه

#ايران -گزارشی از زندان رجایی شهر در یک گفت و گوی تلفنی با علي اكبر باغاني !!!



گزارشی از زندان رجایی شهر در یک گفت و گوی تلفنی علي اكبر باغاني
حقوق معلم و کارگر – طاهره نقی یی
گزارش کوتاهی از تماس تلفنی آقای علی اکبر باغانی، از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران که در زندان رجایی شهر در حبس به سر می برند
از کلاس برگشتم. خسته و کوفته…
ناهار خوردم و داشتم به حجم کارای بعد از ظهرم فکر می کردم که تلفن زنگ خورد.
آقای باغانی بودند. سلام و کلی احوال پرسی…
مثل همیشه به عنوان یک معلم در برابر دوستانی که برای پیگیری کارها و مشکلات صنفی در بند هستند، اظهار شرمندگی کردم.
من معمولا تلاش می کنم چنان چه برای پیگیری کارهایشان اگر سفارشی دارند، خوب و دقیق بشنوم و پیگیری کنم.
امروز برای اولین بار ایشان به صراحت مشکلاتی را مطرح کردند که وظیفه خود می دانم آنها را بازگو کنم و از دوستان کمک بگیرم که هر کس در حد توان تلاش کند.
غذای زندان خیلی خیلی بد است. آب و چند لوبیا، ماکارونی شفته، نان خمیر…
جابجایی دائم زندانی. می گفتند: در این مدت چهار بار جابجا شدند. تا کمی با محیط تنظیم می شوی جایت را از این بند به آن بند عوض می کنند.
با جابجایی مشکلاتی مثل کف خوابی و سوله و آدم های جدید پیش می آید.
وضع مالی بسیاری از زندانیان بد است و امکان تهیه مواد خوراکی غیر از آنچه زندان می دهد و بسیار کیفیتش پایین است، خیلی کم است و امکان بیماری به دلیل سوءتغذیه زیاد است. صف های طولانی زندانیان برای دریافت موادغذایی و قرص و دارو تشکیل می شود.زندانیان زیادی بدلیل نداشتن توان مالی ارتباطشان با بیرون قطع شده و فراموش شده اند و توان مالی تهیه مواد غذایی مناسب هم ندارند.می گفت: به زندانیان سیاسی اجازه استفاده از کلاس های فرهنگی زندان را نمی دهند و به شدت معترض بود.
به دلیل اعتراض هایی که آقای باغانی داشته ملاقات او با خانواده اش را قطع کرده اند..!می گفت: زندانی ها وقتی می فهمند معلم هستم خیلی احترام می گذارند. حتی آن هایی که قرار است اعدام شوند.
ولی اصلا از مسئولین راضی نبود و می گفت: کلی توهین و بی احترامی می کنند.می گفت: در داخل و بیرون زندان، رییس زیاد دارند ولی دریغ از این که یک نفر بیاید و بررسی کند که آیا قوانین زندان رعایت می شود یا نه؟
می گفت: اسرا تحت نظارت صلیب سرخ و نهاد های بین المللی هستند؛ حتی برده ها تحت نظارت ارباب هستند؛ ولی ما فراموش شده ایم.
می پرسید: وزیر آموزش و پرورش که قول داده بود، با همکاری سازمان زندان ها در زندانها کتابخانه ایجاد شود و روزنامه به زندان ها داده شود پس چی شد؟
اگر وقت زندانی به صورت خوب و مفید پر نشود بعد از آزادی اکثرشان بیمار روانی خواهند بود. مگر یک زندانی چقدر می تواند بخوابد؟
می گفت: خیلی از خبر اینکه آقای بداقی به بند 8 اوین، نزد آقایان علیرضا هاشمی و اسماعیل عبدی منتقل شده خوشحال است و امیدوار بود مشکل همه زندانیان به ویژه آقای بداقی زودتر حل شود. تاکید می کرد ان شاالله آقای هاشمی با روحیه آرامی که دارند بتوانند به آقای بداقی کمک کنند.
در چند دقیقه ای که تماس داشتند چند بار به دلیل بازرسی های بدنی که حتی درون زندان می شوند اظهار ناراحتی کردند و از بی احترامی هایی که نسبت به زندانیان می شود گله داشتند.
دو بار تاکید کردند زندان خرج دارد و می گفتند: من و امثال آقای هاشمی حقوق بازنشستگی داریم ولی آقایان بداقی و عبدی که بچه کوچک دارند چطور باید زندگی شان را تنظیم کنند؟؟!!
در پایان گفتند دلشان برای تک تک دوستان تنگ شده و از من خواستند سلامشان را به همه برسانم.
در پایان از همه دوستان تقاضا دارم به دور از گرایشات صنفی و حتی سیاسی هر کس بکوشد تا آنچه را که آقای باغانی از آن شکایت داشت به گوش مسئولین برساند و پیگیر شویم تا گوشه ای از مشکلات حل شود
*******
#ايران #علي اكبرباغاني #رسول بداقي #اسماعيل عبدي #زندان #اوين #حميد رضا هاشمي #بازنشستگي #زندان #اوين #صليب سرخ #بين المللي #كمپين _فعالين_ مدني #سياسي



۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

#ايران - شورای ‫هماهنگی ‫تشکلهایصنفی ‫فرهنگیان خواستار توقف بازداشت فعالین صنفی شد

شورای هماهنگی تشکلهایصنفی فرهنگیان خواستار توقف بازداشت فعالین صنفی شد



شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور، در اعتراض به بازداشت فعالین صنفی و مدنی توسط نیروهای امنیتی، بیانیه‌ای اعتراضی صادر کرد.در بخشی از این بیانیه آمده است: «ده روز از بازداشت رامین زندنیا همکار فرهنگی می‌گذرد و این در حالی‌است هنوز از علت و مکان بازداشت ایشان اطلاعات چندانی در دسترس نیست. وضعیت این عضو انجمن صنفی معلمان کردستان و همسرش خانم پروین محمدی که به همراه ایشان دستگیر شده است به شدت جامعه‌ی فرهنگیان را نگران و متاثر کرده است. شوربختانه تلاش‌های والدین پیرشان در به دست آوردن نشانی از فرزندان‌شان بی نتیجه مانده است. این سبک بازداشت شهروندان بر نگرانی‌ها می افزاید و حس فقدان امنیت در مردم ایجاد می‌کند.حق به رسمیت شناختن اعتراضات و انتقادات تشکل‌ها و فعالان صنفی و مدنی نسبت به عملکرد دولت‌ها متضمن حقوق اولیه‌ی شهروندی است و اعتلای آموزش صحیح کودکان این سرزمین نیز در گرو تحقق مطالبات و دادخواهی‌های جامعه‌ی فرهنگیان و کنش‌گران صنفی این عرصه است.دستگیری‌ها و فشار بر فعالان صنفی از سوی دولتی که داعیه تامین امنیت و حذف فضای امنیتی دارد با تعهدات و وعده‌های پیشین‌اش مغایرت تمام دارد؛ تعهدی که برای در دست گرفتن زمام امور به ملت ایران وعده کرده است.
*****
شوراي#هماهنگي#كانون#صنفي#فعالين#بازداشت#انجمن#معلمان#شهروند#رامين #زندنيا #فرهنگيان مدني# ايران #تهران # #قم #یزد #مشهد #البرز #همدان #كرمان #مشهد #همدان #تبریز #مشهد #تايباد# پيش دبستاني #مازندران #سخت # وضعيت # معلمين# زنداني #زندان #گوهر دشت كرج#رسول بداقي#مدرسه#حقوق #کارمندان #آموزش و پرورش #تجمع #زندان # مصطفي كريم بيگي #ميلاد درويش #احضار #اوين #گيلان