‏نمایش پست‌ها با برچسب سياسي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سياسي. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

#ايران -وصيت سياسي-سید هاشم خواستارنماينده ي معلمان در كانون صنفي فرهنگيان خراسان

وصيت سياسي-سید هاشم خواستارنماينده ي معلمان در كانون صنفي فرهنگيان خراسان
وصيت سياسي:در كجا دفنم كنند ؟انسان زمانيكه مرگ را در جلو چشمانش ميبيند به ياد كارهاي انجام نشده اش افتاده و يا افسوس خورده كه چرا ؟ و چرا؟ و... بيماري از مسائل شخصي انسان است و نميخواهم اينجا كل بيماريم را بازگو كنم. اما همينقدر بگويم كه در هنگام كار بنايي در مدت 5 دقيقه افتادم كه مرا فورا به شهر گلبهار و سپس به بيمارستان قلب جواد الائمه منتقل كردند. و جهت اطلاع نيروهاي امنيتي باز همين اندازه بگويم تصور نكنند كه پس مرا بازداشت كنند ودر بازداشتگاه بكشند كه سابقه ي بيماري قلبي داشته و در اثر سكته قلبي مرده است . نه، خير . بعد از انجام كامل ازمايشات (نوار قلب و اكو و انژيوگرافي ) معلوم شد در اثر حساسيت به زهر زنبور بوده كه در هواي سرد متوجه زدن زنبور نشده و تصورش را هم در ان هواي نسبتا سرد نميكردم .البته نيروهاي امنيتي رو درواسي نداشته باشند. و از موي سفيدم خجالت نكشند.بنده خيلي هم جوان هستم هر موقع كوپن زندانم را بدستم دادند، فورا خودم را به زندان معرفي ميكنم. در زندگي از مرگ نترسيده و نمي ترسم ونه افسوس مال دنيا را خورده ام. اما كارهاي انجام نشده ي بسيار دارم. از جمله اينكه كجا دفنم كنند؟زمانيكه مرگ را در جلو چشمانم ديدم، فورا به يادم افتاد كه تو خصوصي براي بعضي دوستان گفته بودي كجا دفنت كنند اما چرا عمومي نكردي؟؟تا تقريبا صد در صد عملي شود؟مظلومترين انسان هاييكه جانشان را در راه عقيده ي خود داده اند اعدام شدگان تابستان 67 هستند. شايد بگوييدبهاييانيكه اعدام شدند از جمله در همين مشهد زمانيكه حاكم شرع اقاي رازيني و رئيس فعلي ديوان عدالت اداري ميخواست سرهنگ وحدت پدر همبنديم را اعدام كند به او گفته بود فقط جلو من بگو از دينت بر گشته اي ومسلمان شده اي و درج در روزنامه ها هم لازم نيست اعدامت نميكنم.يا سعيد زينالي از دانشجويان 18 تير 78 وپيروز دواني از روشنفكران همدان كه برده و سر به نيست كرده و جنازه شان را هم تحويل ندادند. همينطور قتلهاي زنجيره اي از جمله قتل همكارفرهنگيمان مهندس حسين برازنده در مشهد و قتلهاي سال 88 و89 و اعدام فرزاد كمانگر و...و... ...وكه جمهوري اسلامي از اين نظر يد بالايي داشته و ركورد شكن ميباشد مگر مظلوم نيستند؟چرا هستند. ولي به عقيده ي من مظلومترين افراد اعداميان تابستان سال 67 هستند. چون دوران حبسشان را در زندان ميگذراندند كه ناگهان از همه يك سئوال كرده كه ايا هنوز پايبند عقيده شان هستند؟و انانكه سر عقيده شان باقي مانده بودند اعدام شدند. در حاليكه بعضي از اين افراد تنها از حبسشان 2 ماه و يا چند سال باقي مانده بود. از طرفي خانواده ها نزديك 6ماه به زندان و دادگاه انقلاب رفته كه عزيزان ما كجا هستند؟چه بلايي سرشان اورده ايد كه ملاقات نداده و به ما جواب سر بالا مي دهيد؟و بعد از 6 ماه (در مشهد)به انها گفته اند اعدام شده اند. در كجا دفن شده اند؟در اخر بهشت رضا. بياييد قبرشان را نشان دهيد؟؟ قبرشان معلوم نيست به صورت دسته جمعي در گور دفن شده اند .كه حد اقل به قول ايت الله منتظري نزديك چهار هزار اعدام شدند. از جنبه ي حقوق بين الملل اين كشتار جنايت عليه بشريت ميباشد كه روزي در دادگاه بين المللي كه مورد قبول جامعه ي جهاني و جامعه ي ايران باشد به ان رسيدگي خواهد شد.و اگر به دليلي نتوانستند مرا در كنار اعداميان تابستان 67 دفن كنند ، به صورت امانت در هر كجا توانستند دفن كنند تا با اماده شدن شرايط جنازه ام را به محل دفن اعدام شدگان 67 منتقل كنند. و اما مظلومترين قشر جامعه پايه هاي تابوتم را با قدرت و با شعار زنده باد ازادي بلند كنند. شايد بگوييد مظلومترين قشر جامعه چه كساني هستند؟زنان. بله زنان. در سال 83 يك زن كارتن خواب در تهران داشته ايم و در سال92 در تهران 15 هزار كارتن خواب كه حد اقل 15 درصد ان زن بوده اند.امار 12 هزار را نيز شنيده ام. اين زنان نميتوانستنند دكتر ، مهندس ،تكنسين ،كارگرماهر ،خانه دار ، باشند؟حاكميت ديني مسئول به وجود امدن اين همه اسيب هاي اجتماعي از ان جمله زنان كارتن خواب نيست ؟در زمان احمدي نژادهمان كه به اقا نزديكتر بود 800 ميليارد درامد نفتي خدادادي از زير زمين داشتيم.اين درامد نفتي چرا براي سعادت ملت ايران مثل ساختن مدرسه و راه و بيمارستان و ورزشكاه و كارخانه و... هزينه نشد؟پس چي شد؟خنجر شد و به سينه ي تك تك ايرانيها فرو شد كه تعدادزيادي از مردم مردند و يا اعدام شدند.ويا تعداد زيادي از مردم مثل همين خانمها در حال موتند. وعده اي هم براي فرار از نيش خنجر از كشور فرار كردند.مگر مبلغ سرمايه گذاري در كشورهايي مثل مالزي وتايوان و كره ي جنوبي و سنگاپور و...حتي همين تركيه چقدر بوده كه انها صنعتي و ديگر جهان سومي نيستند ولي كشور ما از جهان سومي به جهان دهمي پرتاب شده است ؟سرمايه گذاري خارجي در اين كشورها و در اين 30 سال نصف همين مبلغ درامد نفتي ما نبوده است . و همين كشورها نفت وگاز از ما خريده اند. نخست وزير مالزي از خانمهاي بازنشسته براي ساختن كشورشان مجددا دعوت به كار كرده كه نيروي كار ندارند . و در كشور ما تمام اقشار از جمله زنان به چه سرنوشت شومي دچار شده اند. از نظر حقوقي وارد مسائل نميشوم كه ديه ي زن نصف ديه ي مرد وبيضه ي چپ مرد ،دو سوم ديه ي كامل ميباشد. يعني يك زن به اندازه ي بيضه ي چپ مرد هم ارزش ندارد. سفارش ميكنم ضمن احترام به خانواده كه تمام رنجها را تحمل كرده اند اما در اين مواردطبق معمول حق دخالت ندارند.همانطور كه خودشان ميدانند اجازه نداده ام كساني از فاميل در مسيري كه براي ازادي و دموكراسي قدم بر داشته ام دخالت كنند. اكنون نيز در اجراي وصيت نامه ام نبايددخالت منفي كنند،و وصيت نامه درست اجرا شود. در پايان از تمام دوستاني كه چه بصورت حضوري ويا تلفني و يا در صفحات مجازي جوياي احوالم بوده اند تشكر ميكنم.همينطور از پرسنل بيمارستان قلب جواد الائمه و بخصوص پزشكان وكادر درماني وخدماتي قلب 1 كمال تشكر را دارم ود ر همان شرايط روحي وبيماري ،بسيار به ياد همكاران دربند اقايان محمد امين اگوشي عبدارضا قنبري مهدي فراحي شانديز رسول بوداقي عليرضا هاشمي علي اكبر باغاني اسماعيل عبدي محمود بهشتي لنگرودي رامين زندنيا وهمسر گراميشان خانم پروين محمدي و وكيل افتخاري معلمان اقاي عبدالفتاح سلطاني و ساير زندانيان سياسي ديگر بوده ام كه در ارزوي ازادي انها هستم.
سيد هاشم خواستار نماينده ي معلمان در كانون صنفي فرهنگيان خراسان
******
#ایران #وصیت #سیاسی #هاشم خواستار  #زندانیان #خاوران #اسماعیل عبدی #رسول بداقی #حمید رضا هاشمی #کانون صنفی #فرهنگیان #خراسان جنوبی #خراسان شمالی #خراسان رضوی #رامین زندنیا #دموکراسی #بیمارستان #قلب #پزشکان #رنج #زنان #عقیده #ملاقات #حقوق بین الملل #بیماری #خدمات #مهندس #تکنسین #کارگر #بین المللی #کشور #حقوقی #اجتماعی #بازداشتگاه #مدرسه #جوان #زندگی

۱۳۹۴ آبان ۲۱, پنجشنبه

#ايران -21آبان 977-12نوامبر 1598در اين روزشهر اصفهان پايتخت ايران شد



21آبان 977-12نوامبر 1598در اين روزشهر اصفهان پايتخت ايران شد 
در آن زمان، شاه‌عباس اول، پرقدرت‌ترین پادشاه #‏صفویه، تصمیم به ‌انتقال پایتخت از قزوین گرفته بود و کار این انتقال هفت سال طول کشید. شاه‌عباس تأکید کرده بود که اصفهان تا ابد پایتخت ایران خواهد بود و دستور داد تا به‌کشورهایی که در ایران نمایندگی #سیاسی و بازرگانی داشتند، زمین رایگان در اصفهان داده شود تا برای خود سفارتخانه بسازند و از دولتهای دیگر خواسته بود که در اصفهان سفارتخانه و مرکز تجاری دایر کنند.وی در #اصفهان یک محله تازه برای کسانی‌ که با او از قزوین نقل‌مکان کرده بودند، ساخت که به‌ عباس‌آباد معروف شده است 
******
#ايران #اصفهان #پايتخت صفويه #سياسي #قزوين #سفارتخانه #بازرگاني #تجاري #نمايندگي #مركز #رايگان

۱۳۹۴ آبان ۲۰, چهارشنبه

#ايران -محمد ملکی؛ شهروندی برای همه فصول



محمد ملکی؛ شهروندی برای همه فصول

چشم انداز                             
قسمت دوم  
همزمانی مبارزات ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق و دوران جوانی محمد ملکی سبب شد تا او به طورجدی به فعالیت سیاسی روی بیاورد. ملکی که شیفته دکتر مصدق بود در سال ۱۳۲۹ سازمان جوانان ملی شمیران را همراه با گروهی از جوانان شمیران با هدف مبارزه برای استقلال، آزادی و برابری تاسیس کرد. وی بعدها در حزب زحمتکشان ملت ایران نام نویسی کرد اما با خلیل ملکی و کسانی که به عنوان نیروی سوم از این حزب انشعاب کردند، همراه شد. محمد ملکی پس از کودتای ۲۸ مرداد به همکاری با شاخه شهرستان شمیران نهضت مقاومت ملی پرداخت.
ملکی در سال ۱۳۳۵ در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته و یکی از چهره‌های فعال جنبش دانشجویی شد. او در سال ۱۳۳۹ عضو کمیته مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران جبهه ملی دوم بود که هنگام توزیع اعلامیه، بازداشت و برای مدت سه ماه در زندان قزل قلعه زندانی شد. وی در سال ۱۳۴۰ و با پایان تحصیلاتش در رشته دکترای بهداشت و صنایع غذایی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران شد. مسجد دانشگاه تهران، مسجد هدایت به امامت آیت الله طالقانی و مسجد همت تجریش از پایگاههای فعالیت سیاسی و اجتماعی ملکی در سالهای بعد بود. در سال ۱۳۵۶ محمد ملکی همراه با مهدی بازرگان، کریم سنجابی، عبدالکریم لاهیجی و جمعی دیگر، عضو موسس «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» شد.
دکتر ملکی در جریان انقلاب سال ۵۷ یکی از اساتیدی بود که به مبارزه علیه حکومت شاه می‌پرداخت. وی نقش تعیین کننده‌ای در اعتصاب ۲۵ روزه اساتید دانشگاه تهران از ۲۹ آذر تا ۲۳ دی سال ۵۷ داشت. پس از پیروزی انقلاب به پیشنهاد آیت الله طالقانی و با حکم شورای انقلاب به عنوان اولین رییس دانشگاه تهران در حکومت جدید انتخاب شد. وی درباره شرایط دشوار اداره دانشگاه تهران در آن روز‌ها می‌گوید: «شرایط بسیار سختى بود. در دانشگاه تهران چند تانک مستقر بود و در دانشکده فنى پرچم سرخ در اهتزاز بود. دانشکده علوم مقر مجاهدین خلق بود. مسجد مقر کمیته بود که به خانه‏‌ها مى‏رفتند و اسلحه‏‌ها را جمع مى‏کردند و مى‏آوردند آن‏جا. در چنین شرایطى ما مسئول شدیم و تلاشمان این بود که دانشگاه را به حال عادى برگردانیم.
با این حال در چنین شرایطی هم دکتر ملکی تاکید زیادی بر مساله استقلال دانشگاه و اداره آن توسط خود دانشگاهیان داشت. ملکی با تشکیل شوراهایی شامل نمایندگان اساتید، دانشجویان و کارکنان دانشگاه تلاش کرد تا سیاستگذاری و اداره امور دانشگاه به شیوه‌ای کاملا دموکراتیک انجام شود. حتی با انتخاب شورای دانشگاه وی از ریاست دانشگاه استعفا داد و این بار  نه به عنوان  یک رییس انتصابی بلکه توسط شورا به ریاست برگزیده شد که منتخب دانشگاهیان بود.دانشگاه‌های ایران آن روز‌ها مانند دیگ جوشانی بودند و درگیری گروه‌های سیاسی در دانشگاه امری عادی شده بود. حزب جمهوری اسلامی هم که نهادهای انقلابی را در کنترل خود گرفته بود، نگران این بود که پایگاه لازم را در میان دانشجویان ندارد. سرانجام شورای انقلاب تصمیم به تعطیلی دانشگاه‌ها گرفت. هدف از این موضوع انقلاب فرهنگی اعلام شد که در واقع نتیجه آن اخراج اساتید و دانشجویان مخالف بود. محمد ملکی در اعتراض به تعطیلی دانشگاه و انقلاب فرهنگی از مقام خود استعفا داد.
یک سال بعد محمد ملکی مقاله‌ای با عنوان «انقلاب فرهنگی یا کودتای فرهنگی» نوشت. وی در تیرماه سال ۶۰ به دلیل اعتراضاتش به انقلاب فرهنگی و سایر فعالیت‌های منتقدانه بازداشت شد. ابتدا به دوبار اعدام محکوم شد و در ‌‌نهایت این حکم به ۱۰ سال زندان کاهش یافت.
دوره زندان وی همراه با شکنجه‌های فراوان مانند آویزان کردن با دستبند قپانی و کابل زدن به کف پا بود. در یک مورد حتی برخورد کابل با چشم ملکی باعث نابینایی یک چشم وی شد که این چشم بعد از ۲۰ سال با عمل لیزر و تعبیه لنز مخصوص تا حدی بینایی‌اش را به دست آورد.
 وی در مرداد ۶۵ پس از گذراندن نیمی از حبس آزاد شد اما همچنان تا مدت‌ها تحت نظر نیروهای امنیتی قرار داشت. ملکی در دوران زندان به اجبار از دانشگاه تهران بازنشسته شد. وی مدتی به تدریس در دانشگاه آزاد پرداخت که به دلیل مخالفت رییس دانشگاه، از تدریس در آنجا نیز محروم  گشت 
*******
#ايران #دكتر ملكي #فرهنگي #شكنجه #فعاليت #اساتيد #دانشگاه كودتاي فرهنگي #منتخب #سياست گذاري #استعفا # سياسي #انقلاب فرهنگي #كودتاي فرهنگي #تعطيلي #درگيري #اعتراض 

#ايران -گزارشی از زندان رجایی شهر در یک گفت و گوی تلفنی با علي اكبر باغاني !!!



گزارشی از زندان رجایی شهر در یک گفت و گوی تلفنی علي اكبر باغاني
حقوق معلم و کارگر – طاهره نقی یی
گزارش کوتاهی از تماس تلفنی آقای علی اکبر باغانی، از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران که در زندان رجایی شهر در حبس به سر می برند
از کلاس برگشتم. خسته و کوفته…
ناهار خوردم و داشتم به حجم کارای بعد از ظهرم فکر می کردم که تلفن زنگ خورد.
آقای باغانی بودند. سلام و کلی احوال پرسی…
مثل همیشه به عنوان یک معلم در برابر دوستانی که برای پیگیری کارها و مشکلات صنفی در بند هستند، اظهار شرمندگی کردم.
من معمولا تلاش می کنم چنان چه برای پیگیری کارهایشان اگر سفارشی دارند، خوب و دقیق بشنوم و پیگیری کنم.
امروز برای اولین بار ایشان به صراحت مشکلاتی را مطرح کردند که وظیفه خود می دانم آنها را بازگو کنم و از دوستان کمک بگیرم که هر کس در حد توان تلاش کند.
غذای زندان خیلی خیلی بد است. آب و چند لوبیا، ماکارونی شفته، نان خمیر…
جابجایی دائم زندانی. می گفتند: در این مدت چهار بار جابجا شدند. تا کمی با محیط تنظیم می شوی جایت را از این بند به آن بند عوض می کنند.
با جابجایی مشکلاتی مثل کف خوابی و سوله و آدم های جدید پیش می آید.
وضع مالی بسیاری از زندانیان بد است و امکان تهیه مواد خوراکی غیر از آنچه زندان می دهد و بسیار کیفیتش پایین است، خیلی کم است و امکان بیماری به دلیل سوءتغذیه زیاد است. صف های طولانی زندانیان برای دریافت موادغذایی و قرص و دارو تشکیل می شود.زندانیان زیادی بدلیل نداشتن توان مالی ارتباطشان با بیرون قطع شده و فراموش شده اند و توان مالی تهیه مواد غذایی مناسب هم ندارند.می گفت: به زندانیان سیاسی اجازه استفاده از کلاس های فرهنگی زندان را نمی دهند و به شدت معترض بود.
به دلیل اعتراض هایی که آقای باغانی داشته ملاقات او با خانواده اش را قطع کرده اند..!می گفت: زندانی ها وقتی می فهمند معلم هستم خیلی احترام می گذارند. حتی آن هایی که قرار است اعدام شوند.
ولی اصلا از مسئولین راضی نبود و می گفت: کلی توهین و بی احترامی می کنند.می گفت: در داخل و بیرون زندان، رییس زیاد دارند ولی دریغ از این که یک نفر بیاید و بررسی کند که آیا قوانین زندان رعایت می شود یا نه؟
می گفت: اسرا تحت نظارت صلیب سرخ و نهاد های بین المللی هستند؛ حتی برده ها تحت نظارت ارباب هستند؛ ولی ما فراموش شده ایم.
می پرسید: وزیر آموزش و پرورش که قول داده بود، با همکاری سازمان زندان ها در زندانها کتابخانه ایجاد شود و روزنامه به زندان ها داده شود پس چی شد؟
اگر وقت زندانی به صورت خوب و مفید پر نشود بعد از آزادی اکثرشان بیمار روانی خواهند بود. مگر یک زندانی چقدر می تواند بخوابد؟
می گفت: خیلی از خبر اینکه آقای بداقی به بند 8 اوین، نزد آقایان علیرضا هاشمی و اسماعیل عبدی منتقل شده خوشحال است و امیدوار بود مشکل همه زندانیان به ویژه آقای بداقی زودتر حل شود. تاکید می کرد ان شاالله آقای هاشمی با روحیه آرامی که دارند بتوانند به آقای بداقی کمک کنند.
در چند دقیقه ای که تماس داشتند چند بار به دلیل بازرسی های بدنی که حتی درون زندان می شوند اظهار ناراحتی کردند و از بی احترامی هایی که نسبت به زندانیان می شود گله داشتند.
دو بار تاکید کردند زندان خرج دارد و می گفتند: من و امثال آقای هاشمی حقوق بازنشستگی داریم ولی آقایان بداقی و عبدی که بچه کوچک دارند چطور باید زندگی شان را تنظیم کنند؟؟!!
در پایان گفتند دلشان برای تک تک دوستان تنگ شده و از من خواستند سلامشان را به همه برسانم.
در پایان از همه دوستان تقاضا دارم به دور از گرایشات صنفی و حتی سیاسی هر کس بکوشد تا آنچه را که آقای باغانی از آن شکایت داشت به گوش مسئولین برساند و پیگیر شویم تا گوشه ای از مشکلات حل شود
*******
#ايران #علي اكبرباغاني #رسول بداقي #اسماعيل عبدي #زندان #اوين #حميد رضا هاشمي #بازنشستگي #زندان #اوين #صليب سرخ #بين المللي #كمپين _فعالين_ مدني #سياسي