‏نمایش پست‌ها با برچسب آزادی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آزادی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

۱۳۹۴ بهمن ۱۲, دوشنبه

#ایران -دادگاه اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان شنبه 10بهمن انجام شد در انتظار آزادی به قید وثیقه

دادگاه اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان شنبه 10بهمن انجام شد
در انتظار آزادی به قید وثیقه
دادگاه نخست معلم زندانی اسماعیل عبدی دیروز با حضور متهم و وکیل و نماینده دادستان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد. آقای عبدی و وکیلش در این جلسه به ارائه دفاعیات پرداختند و قرار شده دادگاه طی هفته‌های آینده درباره درخواست تبدیل قرار بازداشت به وثیقه تصمیم‌گیری کند. جلسه دادگاه غیرعلنی دو ساعت و نیم طول کشید، پس از پایان جلسه نیز خانواده این معلم زندانی با قاضی پرونده ملاقات کرده اند.قرار شده است طی روزهای آینده لایحه دفاعیه وکیل به دادگاه ارائه شود و قاضی نیز پس از تحقیقات درباره‌ی درخواست آزادی به قید وثیقه، طی دو هفته آینده تصمیم‌گیری کند.اسماعیل عبدی با اتهاماتی مانند “اجتماع و تبانی به قصد اخلال در نظم عمومی” و “تبلیغ علیه نظام”، موضوع مواد ۶۱۰ و ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی محاکمه شده و مصداق این اتهامات، فعالیت‌های صنفی او به عنوان دبیر کل کانون صنفی معلمان و سازماندهی و شرکت در تجمعات عنوان شده است.دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران آخرین بار ششم تیرماه ۱۳۹۴، زمانی که برای پیگیری علت ممنوع الخروج بودنش به دادسرای اوین مراجعه کرده بود پس از ساعت ها بازجویی، بازداشت شد.این فعال صنفی پیش از بازداشت نیز مرتبا احضار می شد. روز یکشنبه ۳۱ خرداد ماه، هنگامی که آقای عبدی قصد مسافرت به ارمنستان داشت، ضمن ضبط پاسپورت از خروج وی ممانعت به عمل آمد. در اردیبهشت ماه و همزمان با تجمعات اعتراضی معلمان در سراسر کشور، اسماعیل عبدی احضار شد و عدم اجرای حکم حبس تعلیقی وی منوط به استعفا شده بود، این استعفا مورد قبول هیئت مدیره کانون صنفی معلمان قرار نگرفت.او پس از بازداشت به انفرادی های بند دو-الف سپاه منتقل شد و بدون امکان ملاقات با خانواده و وکیل بازجویی شد و پبیست و پنجم مرداد ماه به بند هشت زندان اوین منتقل شد. بند هشت یکی از بدترین بندهای زندان اوین است که تعداد زیادی از زندانیان سیاسی-عقیدتی بر خلاف اصل تفکیک جرائم در آن نگهداری می شوند.مسئولین دادستانی اواخر تیر ماه با استناد به تبصره ماده ۴۸ قانون مجازات از پذیرش وکیل قانونی اسماعیل عبدی امتناع کردند و اعلام کردند که طبق قانون جدید باید وکیل خود را از وکلای مورد تأیید قوه قضائیه انتخاب کند.پرونده این معلم زندانی پس از پایان بازجویی ها به شعبه دوم بازپرسی اوین ارجاع شد، بازپرس مربوطه بدون ارائه دلیل مشخصی از تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه خودداری کرد و پرونده را برای رسیدگی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ارسال کرد.نهادهای بین المللی زیادی به بازداشت و زندانی شدن اسماعیل عبدی اعتراض کرده اند. سازمان جهانی آموزش، اتحادیه سراسری معلمان بریتانیا، اتحادیه استادان کالج ها و دانشگاههای بریتانیا و فدراسیون معلمان کانادا طی نامه بیانیه و گزارش هایی از این معلم زندانی حمایت کرده اند.کانون صنفی معلمان نیز در بیانیه ای با اعتراض به فشارها و نقض حقوق معلم زندانی در مراحل بازداشت و زندانی شدن، خواستار تبدیل قرار بازداشت به وثیقه و آزادی او شد.آقای عبدی پیشتر نیز بازداشت و به دلیل فعالیت های صنفی اش به حبس تعلیقی محکوم شده بود. او در تابستان ۸۸ با یکی از رسانه‌های خارجی، دربارهٔ وضعیت آموزش و پرورش و برخی فرهنگیان زندانی گفت‌و‌گو نمود که پس از آن بازداشت شد و مدت ۴۴ روز را در زندان اوین گذراند. پس از آزادی به قید وثیقه، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی در هشتم تیر ماه ۱۳۹۰ اسماعیل عبدی را به اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با دول متخاصم به ده سال حبس محکوم کرد که به مدت ۵ سال تعلیق شد، مصاحبه های این فعال صنفی با رسانه های خارجی مصداق این اتهامات عنوان شده بود.اسماعیل عبدی برای این محکومیت درخواست اعاده دادرسی کرده ولی تاکنون پاسخی دریافت نکرده است.
******
درآدرس شبكه هاي مجازي زير خبرهاي مارا دنبال كنيد :
آدرس كانال تلگرام : http://telegram.me/CampaignActivistsTeachers
آدرس گوگل پلاس : https://plus.google.com/u/0/
@SamanehSaberi        آي دي تلگرام :
تويت : @soudabehrezaza

۱۳۹۴ دی ۲۴, پنجشنبه

#ايران -نامه سید محمود بهشتی لنگرودی

به نام خداوندجان وخرد

در آستانه ی بازگشت به زندان ودرحالی که کارهای ناتمام بسیاری باقی مانده وپرونده های اعاده دادرسی وهمچنین دادگاه اخیر نیازبه پی گیری  دارد وباوجودیکه علی رغم داشتن انواع بیماری هایی که عمدتا متاثرازاعتصاب غذاست،با تمدیدمرخصی موافقت ننموده اند، وظیفه ی خودمی دانم که ازهمه ی شما عزیزان ، بابت تلاش هایی که داشته اید قدردانی وبرای تمامی زحمت هایی که ایجادکرده ام ، عذرخواهی نمایم.
دوستان بزرگوار
وقتی که فعالیت صنفی راآغازمی کردم ، باورم این بودکه تشکل های صنفی ، به عنوان واسطه ی بین بدنه وحاکمیت ، نقش قابل پذیرش وارزشمندی درنزد مسوولان وبه ویژه ، دولت ها خواهند داشت وگفت وگوی انتقادی وحتی اعتراضات قانونی ومسالمت آمیز ، نه تنها آن ها را به تقابل نخواهد کشاند ، بلکه این گونه روابط ، به تعاملی سازنده منجرخواهدشد.
اما به تدریج وبابروز اولین حرکت های اعتراضی مسالمت آمیز معلمان وتشکل های صنفی، سرنوشت آن ها به آرای دادگاه های غیرعلنی انقلاب گره خورد واحکام سنگینی برای بسیاری از فعالان این عرصه ، صادرشد.
این احکام ، اگرچه غیرعادلانه به نظرمی رسید اما به عنوان رویه ای عادی وقانونی که گویا گریزی ازپذیرش آن ها نیست ، قلمدادمی شد وصدای متهمان این عرصه ، که مدعی بودند ، کارشان صنفی است و جز دفاع از حقوق صنفی همکاران خود وتلاش برای ارتقای شان .و منزلت آنان اقدامی نکرده اند ، به دلیل عدم اجرای اصل 168 قانون اساسی ودرنتیجه غیرعلنی بودن دادگاه ها ،  هرگز به گوش هیچ کس نرسید .
یاران گرانقدر
اگراصل 168قانون اساسی که براساس آن می بایست ، پرونده ی فعالان صنفی ، اجتماعی وسیاسی ، دردادگاه های عادی وبه صورت علنی وباحضور هیات منصفه بررسی شود اجرا می شد، هیچیک از همکاران ما به احکامی اینگونه ، مبتلا نمی گردیدند ، چراکه درمنظر افکارعمومی ، هیچ یک ازفعالیت های خیرخواهانه ای که توسط همکارانمان درتشکل های صنفی انجام شده ، جرم محسوب نمی شود.
همکاران ارجمند
متاسفانه ، طی 37 سال گذشته ، به بهانه های مختلف ، اجرای اصل 168 قانون اساسی ،که به عقیده ی حقیر یکی از مترقی ترین اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است ، به تاخیر افتاده ودرنتیجه ، متهمان بی گناه بسیاری ، با احکام سنگین قضایی روانه ی زندان هاشده اند ودرعوض ، برخی از آن ها که درمحکمه ی افکارعمومی ، شایسته ی سخت ترین مجازات ها بوده اند، دردادگاه های غیرعلنی وبدون حضورهیات منصفه ،  تبرئه گشته ویابه جرایم نقدی بسیارناچیز، محکوم گردیده اندکه مصادیق این گونه احکام را همه به روشنی به یادمی آوریم.
اینجانب ، طی این مدت یک ماهه ی مرخصی که تصور می شد تداوم داشته باشد، با عزیزان بسیاری دیدارداشته ام وبرایم جالب بود که اکثریت قریب به اتفاق این عزیزان ، ازاصل 168 قانون اساسی وضرورت برگزاری دادگاه های علنی وباحضورهیات منصفه ، آگاهی یافته بودندکه به نظرحقیر این مهم ، دستاورد ارزشمندی بود
 که حاصل یک تلاش جمعی قلمدادمی گرددوالبته ضروری است که این تلاش ، تاحصول نتیجه یعنی تبدیل درخواست اجرای اصل 168 به یک مطالبه ی عمومی ، ادامه داشته باشد.
بااین اوصاف وباوجودراه دشواری که تارسیدن به مقصوددرپیش داریم ، به عنوان یک معلم وفعال صنفی که به جرم دفاع ازحقوق صنفی خودوهمکارانم به حبسی طولانی محکوم گردیده ام وخودراقربانی یکی ازهمین دادگاه های ناعادلانه می دانم ، ازهمه ی همکاران وهمچنین اقشارمختلف جامعه بویژه قضات محترم ، حقوقدانان ، فعالان مدنی وروزنامه نگاران تقاضادارم که ازتمامی توان خود برای تبیین واجرایی کردن این اصل ، استفاده نمایندوازمسوولان محترم نیز تقاضادارم که درراه تحقق این خواسته ی قانونی ومنطقی ، همراهی وهمدلی نمایند، چراکه جامعه ی امروز مابه هیچ چیز بیش از امنیت ، عدالت وآزادی نیازمند نیست وعدالت واقعی درعرصه ی قضایی وبویژه برای متهمان صنفی ، اجتماعی وسیاسی، بدون اجرای این اصل برقرارنخواهدشد.
خدانگهدار
محمودبهشتی لنگرودی
******
درآدرس شبكه هاي مجازي زير خبرهاي مارا دنبال كنيد :
آدرس كانال تلگرام : http://telegram.me/CampaignActivistsTeachers
آدرس گوگل پلاس : https://plus.google.com/u/0/
@SamanehSaberi        آي دي تلگرام :
تويت : @soudabehrezaza

۱۳۹۴ دی ۳, پنجشنبه

#ایران-‫‏میلاد‬ ‫‏عیسی‬ ‫‏مسیح‌‬ (ع)، پیامبر عشق و رهایی برهمه هموطنان مبارک باد

‫‏میلاد ‫‏عیسی ‫‏مسیح‌ (ع)، پیامبر عشق و رهایی برهمه هموطنان مبارک باد



فرارسیدن سالروز عیسی مسیح (ع) پیامبر بشارت نجات انسان و آزادی را به عموم‫#‏مسیحیان بویژه هموطنان ‫#‏مسیحی و #مسیحیان حامی ‫#‏مقاومت ‫#‏ایران تبریک میگوئیم.هر سال یک ‌شب، نور شمعها، صدای دل‌انگیز ناقوسها و طنین زیبای ترانه‌های مذهبی، درهم می‌آمیزند، تا تولد خجسته عیسی مسیح را گرامی بدارند. تولد نوری که در دل تیرگی قرنهای دور، درخشید. ناقوسی که برای عشق و عدالت به‌صدا درآمد و ترانه‌یی که نغمه تکامل و کرامت انسان را در گوش جان بشریتِ سرگشته، طنین‌انداز کرد.در عید میلاد، دستها به‌یکدیگر فشرده می‌شوند. قلبها به‌هم نزدیکتر می‌شوند، دیدارها تازه می‌گردند و هدیه‌ها به‌نشانه محبت، رد و بدل می‌گردند. چرا که محبت و برادری و رحمت، ارمغان عیسی (ع) برای بشریت بود.در عید میلاد مسیح، کاجهای سبز را به‌خانه می‌آورند و چراغانی می‌کنند. نشانه‌یی ازپیروزی حیات و سرسبزی در دل زمستان افسرده مرگزای.مگر عیسی مسیح نبود که با نفسش، زندگی را بر مرگ چیره نمود و با کلامش، زمستان روح انسانها را به‌بهار سرسبزی و شکفتگی گوهر انسانی مبدل کرد؟پیامبر بزرگی که با تولدش در چنین روزی تاریخ بشریت را ورق زد، پیام مجسم رهایی و یگانگی بود.سلام بر مبشر رهایی و رحمت و منادی مهر و عطوفت
******
خبرهای مارا می توانید درکانال تلگرام دنبال کنید

۱۳۹۴ آذر ۲۸, شنبه

#ايران -پیام تشکر محمود بهشتی لنگرودی بعد از آزادی


پیام تشکر محمود بهشتی لنگرودی بعد از آزادی


محمود بهشتی لنگرودی ساعاتی پس از آزادی، پیامی صوتی به شرح زیر، خطاب به یاران و همه کسانی که به نحوی از او حمایت کرده اند ارسال نموده است:
یاران درود
بهشتی هستم. نمیدونم چه جوری باید ازتون تشکرکنم . تصمیمی رو حدود بیست روز پیش گرفتم که می دونستم اگه با شما مشورت بکنم از روی دلسوزی هم که شده مخالفت می کردید.این تصمیم نه برای حل مشکل خودم بوده که می دونید برای حل مشکل شخصی، راههای بسیار کم هزینه تر و راحت تری هم وجود داشت. من خواسته ای را مطرح کردم که انشاءالله اگر محقّق بشه مشکلات بسیاری از کسانی را که دربند هستند و یا بعداً ممکنه با همین شرایط مورد ظلم قرار بگیرند حل می کنه. امروزهم کاملاً بر تحقّق این خواسته مصرّم. حمایت های شما از من و خانواده ام و در کل حمایت از این حق خواهی باعث می شد هرلحظه قوّت قلب بگیرم و با توان بیشتری این خواسته را دنبال بکنم. ازهمه ی شما سپاسگزارم. دوستدارهمه تون هستم. برای همه آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم این تلاش هایی که مشترکاً انجام دادیم باعث بشه بقیه یاران دربندمون هم با رایزنی ها، گفتگو ها و پی گیریهای قانونی ،انشا الله به زودی آزاد بشند و فضای خوبی برای ادامه فعالیت های قانونمند فراهم بشه.
به همه تون درود می فرستم."
*******
#ایران #کمپین فعالین مدنی #سرتنگ #روستا #آموزگار #آشامیدنی #کمپین ـفعالین ـمدنی #برق #جاده #تلفن #کلاس #دانش آموزان #تخته سیاه #پیام #تشکر #محمود بهشتی لنگرودی # آزادی#محروم #school #روستا #کلاس
# iran #faalinmadani #farhangian درآدرس تلگرامی کمپین فعالین مدنی مارا همراه باشيد 

۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

#ايران -هاشم زينالي فعال مدني پدرسعيد زينالي درمقابل زندان اوين با قرار كفالت آزاد شد

هاشم زينالي فعال مدني پدرسعيد درمقابل زندان اوين با قرار كفالت آزاد شد
هاشم زینالی، فعال مدنی و پدر سعید زینالی، دانشجویی که از ۱۸ تیر ۷۸ مفقود شده است، با قرار کفالت ۵۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.پیشتر نیز سیمین عیوض زاده، لیلا میرغفاری، شرمین یمنی و دوتن دیگر  از این فعالین مدنی بازداشت شده با قرار کفالت از زندان قرچک آزاد شدند و تعدادی همچنان در بازداشت به سر می برند. با خبر آزادی سیمین عیوض زاده اعتصاب غذای همبستگی تعدادی از زندانیان بند هشت اوین نیز پایان یافت.
گفتنی است حدود بیست تن از فعالین مدنی طی تجمعات اعتراضی در مقابل زندان اوین و ساختمان دنا بازداشت شدند. در حال حاضر تعدادی از بازداشت شدگان همچنان در زندان قرچک ورامین و بند هشت و بند سپاه اوین نگهداری می شوند.

اسماعیل (زرتشت) احمدی راغب، داود (هوشنگ) نعمتی، محسن شجاع، احسان خیبر، مسعود حمیدی، علی بابایی، محسن حاصلی، اسماعیل حسینی، عبدالعظیم اروجی، ارشیا رحمتی، حامد گودرزی و ابراهیم زاده از جمله فعالینی بودند که پس از بازداشت به بند هشت زندان اوین منتقل شده و رضا ملک نیز به بند سپاه زندان اوین انتقال یافته است.لازم به یادآوری است که جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی، جانباختگان و مدافعان حقوق‌بشر، به نشانه اعتراض روزهای دوشنبه در مقابل دفتر لاستیک دنا در میدان ونک تهران، نبش خیابان گاندی، گرد هم جمع می‌شوند. آن‌ها روزهای شنبه هم با تجمع در مقابل زندان اوین، خواستار آزادی زندانیان سیاسی می‌شوند.تعدادی از فعالان سیاسی و مدنی معترض که در این تجمعات شرکت می‌کنند، صبح روز شنبه ۳۰ آبان، در مقابل زندان اوین بازداشت و به بازداشتگاه‌های مختلفی منتقل شدند و تعدادی نیز در مقابل ساختمان دنا بازداشت شدند

 *****
#ايران #هاشم زينالي#فعال مدني #پدرسعيد_ زينالي #زندان اوين # كفالت #آزاد # فعالان سیاسی # آزادی # ساختمان دنا # تجمعات # بازداشت # حقوق_‌بشر # جانباختگان # اسماعیل (زرتشت) احمدی _راغب # اعتصاب_ غذای_ همبستگی

#ايران -۱۳ آذر روز مبارزه با سانسور و فریاد زدن آزادی بیان

۱۳ آذر روز مبارزه با سانسور و فریاد زدن آزادی بیان
کانون نویسندگان ایران به مناسبت روز ۱۳ آذر، روز مبارزه با سانسور بیانیه‌ای منتشر کرد و از «همگان به ویژه نویسندگان، هنرمندان و روشنفکران» خواست «که با هر روش ممکن در بزرگداشت سیزده آذر بکوشند»....
در بخشی از این بیانیه آمده: «اگر مقاومت و مبارزه‌ی بحق و شجاعانه‌ی مردم و نویسندگان و هنرمندان سانسور ستیز در این سال‌ها نبود معلوم نیست اکنون به قعر کدام قرن واپس رانده شده بودیم. این، اصلی‌ترین راه مواجهه با سانسوری است که حق آزادی بیان را به تمامی نشانه رفته است».
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
نتیجه‌ی چند دهه سانسور و سیاست‌های استوار بر قلع‌و‌قمع فرهنگی را دیگر آسان می‌توان در جای جای جامعه و حتی در این گفته‌ی رییس کتاب‌خانه‌ی ملی مشاهده کرد: “۷۰ درصد کتاب‌هایی که در کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور وجود دارد، حتی یک بار نیز توسط مردم برداشته نشده است. چرا کتابخانه‌ها باید با کتاب های بی‌ارزش پر شوند؟” به این گفته، سیر نزولی تیراژ کتاب به ۳۵۰ نسخه برای جمعیت هشتاد میلیونی را اضافه کنیم تا میزان خفت کتاب و کتاب‌خوانی را بهتر دریابیم. اما گویا در نظر متولیان فرهنگی همین اندازه سانسور کافی نیست که در تریبون‌های رسمی از سوزاندن کتاب سخن می‌گویند.باید گفت آنچه تا کنون بر سر کتاب آمده است از حیث نتیجه بسیار هولناک‌تر از کتاب‌سوزان است سال‌هاست که حاکمیت آتش تیغ سانسور را به جان کتاب انداخته است و اگر چه شعله‌ی آن ناپیداست اما خاکستر عواقب آن را به روشنی می‌توان دید. سینما، تئاتر و موسیقی غیر دولتی و مستقل نیز در تنگناهایی دشوار افتاده‌اند و وضعیتی بهتر از کتاب ندارند.اما این فقط گوشه‌ای و مشتی از خروار واقعیت است زیرا سانسور از نویسندگان و هنرمندان آغاز، و به آنها ختم نمی‌شود بلکه همه‌ی اقشار مردم را در بر می‌گیرد.نیمی از مردم حق استفاده‌ی موسیقیایی از صدای خود را ندارند. همین چند روز پیش بود که علی جنتی وزیر ارشاد بار دیگر تکرار و تاکید کرد که وزارتخانه‌ی متبوعه‌اش به زنان اجازه‌ی تک‌خوانی نخواهد داد. دست‌رسی آزاد و آسان به اطلاعات که از حقوق اولیه‌ی انسان‌هاست و قاعدتا باید فعالیتی لازم، رایگان و مفرح باشد، در ایران با سانسور دولتی روزنامه‌ها و حذف ژورنالیسم مستقل و سانسور اینترنت و فیلترینگ سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی و شلیک پارازیت به ماهواره‌ها ، برای مردم به فعالیتی عذاب‌آور و پرهزینه بدل شده است.آنها که در همین شرایط و با وجود سانسور شدید از ابراز نظر و اعتراض خود باز نمی‌مانند با تهدید، بازداشت و زندان، این وجه مکمل سانسور، مواجه می‌شوند. چند تن از نویسندگان، روزنامه‌نگاران، فعالان کارگری و مدنی در ماه‌های اخیر به زندان افتاده و برخی دیگر احکام سنگین گرفته‌اند. صدورحکم اعدام عقیدتی که در یک سال گذشته شاهد اوج تازه‌ی آن بودیم و در یک مورد نیز اجرا شد، در حقیقت ادامه‌ی سانسوراست؛ سانسور با طناب دار.اگر مقاومت و مبارزه‌ی بحق و شجاعانه‌ی مردم و نویسندگان و هنرمندان سانسورستیزدر این سال‌ها نبود معلوم نیست اکنون به قعر کدام قرن واپس رانده شده بودیم. این، اصلی‌ترین راه مواجهه با سانسوری است که حق آزادی بیان را به تمامی نشانه رفته است. جامعه و ادبیات و هنرما بیش از هر زمان دیگر به مقابله با هر گونه سانسور، و طلب آزادی بیانِ بی هیچ حصر و استثنا نیاز دارد. سیزده آذر نماد چنین مقابله و مقاومتی است. سیزده آذر روز مبارزه با سانسور، روز فریاد زدن آزادی بیان است.کانون نویسندگان ایران این روز را گرامی می‌دارد و بر لغو و محو هر گونه سانسور پای می‌فشاردو از همگان به ویژه نویسندگان،هنرمندان و روشنفکران میخواهد که با هرروش ممکن دربزرگداشت سیزده آذر بکوشند.کانون نویسندگان ایران
۹ آذر ۱۳۹۴

 *******
#ایران #کمپین_ فعالین _مدنی #معلم#رسول بداقي #مدرسه #عشایر#استان #دانش آموز#نهضت # مقاومت #سانسور #آزادی #کانون نویسندگان #روشنفکران #هنرمندان #بزرگداشت #شجاعانه‌

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

#ايران -سالهاست در انتظار آزادی رسول بداقی هستیم

سالهاست در انتظار آزادی رسول بداقی هستیم
به قلم  رضا مسلمی
نام رسول بداقی برایم با نام دوست عزیزم، عزیز قاسمزاده، همیشه عجین بوده و هست، چرا که اول بار بعد از دستگیری رسول در شهریور سال هشتاد و هشت با عزیز بود که در گوشه ای از دانشکده ی ادبیات در باره ی نوشته ها ی او صحبت کردیم. بارها در خصوص حکم نا عادلانه ی شش ساله ی او که به نمایندگی از معلمان کشور متحمل شده بود بحث میکردیم، در باره ایمان او به اصلاح سیستم آموزشی کشور، کودکان کار، اصلاح منزلت و معیشت فرهنگیان ، اعتراض به خصوصی سازی و….
شش سال از آن روزها گذشت ، شش سال در انتظار ، انتظاری جانفرسا برای ما و مقاومتی زینب وار از جانب همسر و فرزندان خردسالش. در آن زمان شبنم نوجوانی درمقطع راهنمایی بود و امروز جوانی دانشجو، ستایش و شکیبا دوساله بودند و امروز کودکانی دبستانی،کودکانی که به این دلخوشند که در ملاقات حضوری پدر را در آغوش کشند.
اما به راستی حضور رسول در خارج از زندان برای بازداشت کنندگان او آنقدر سنگین بود که در این مدت حتی یک ساعت مرخصی به او ندادند؟ آیا حضور رسول در جامعه برای ایشان آنقدر ثقیل است که حتی در زمانی که او در زندان بود برایش سه سال دیگر حکم صادر کنند و در انفرادیش بیندازند و خانواده ی او را وادار کنند که سالهای سخت دیگری را پشت سر گذارند تا سایه ی پدر بر سر خانواده شان باشد.
باید از بازداشت کنند گان و آمران و عاملان این بازداشت و زندان و حکم جدید پرسید که به راستی رسول بداقی با چه جرمی باید نه سال از عمرش را در پشت میله های زندان بگذراند؟ درحالیکه بر هیچ یک از اطرافیان رسول و دوستان و نزدیکانش که او را میشناسند پوشیده نیست که فعالیت های او صرفا صنفی و قانونی بوده و انتقاداتش در راستای حق طلبی و با هدف اصلاح نظام آموزشی کشور بوده است. فعالیت هایی صنفی که دولت قبل در خاموش کردن آن ازهیچ تلاشی فروگذار نکرد و فعالان را به بهانه های مختلف و جرمهای نا عادلانه هر یک را به نوعی (تبعید،انفصال، تنزیل رتبه، ممنوع التدریس، بازداشت، زندان ، و انواع و اقسام حکم های تعلیقی و تعزیری ) با چوب عدالتش! نواخت.
از اواخر سال هشتاد و پنج و اوایل هشتاد و شش که برخورد با فعالین شروع شد، در اکثر شهرهایی که کانون صنفی در آن فعالیت داشت برخورد های قهری با فعالین آغاز شد. مسؤلین این برخوردها در دولت قبل قصد خاموش کردن این ندای حق خواهی را داشتند تا به بدنه این پیام را بدهند که سزای فعالیت صنفی چیزی جز زندان و تبعید و انفصال نیست. و با عدم تمدید پروانه ی فعالیت کانون ها (نه لغو مجوز) عملا کانون های صنفی را تحت فشار قرار دادند تا فعالیت در کانونها را جرم تلقی نمایند و اعضای آن را به بهانه ی شرکت در جلسات این نهاد، بازداشت و زندانی نمایند، به گونه ای که در تمام سالهای گذشته کمتر جلسه ای برگزار میشد که با برخورد نیروهای امنیتی مواجه نشود، این در حالیست که کانونهای صنفی طی فرایند های قانونی مجوز گرفته و فعالتهایشان صرفا در چهار چوب قانون بود و هست.
از میان کانونهایی که بیشترین هزینه ها را دادند کانون تهران بود که خود به تنهایی، بیشتر از تمام کانونهای کشور زندان بازنشستگی پیش از موعد زندان تعلیقی و تعزیری و …. به دوش کشید،
دبیر کل کانون صنفی و سخنگوی کانون تهران عبدی و بهشتی ، دبیر کل پیشین کانون تهران، علی اکبرباغانی ، علیرضا هاشمی ، محمد رضا نیک نژاد مهدی بهلولی و… جملگی بار مسئولیتی را به دوش میکشند وهزینه هایی را پرداخت میکنند که در هیچ کجای دنیا هیچ کنشکر صنفی ای متحمل نمیشود. درحالیکه در ذات و ماهیت فعالیت های صنفی، هیچگاه زندان گنجانده نشده است.
این نکته که در ده سال گذشته چرا با هر نوع فعالعیت اصیل صنفی و برخاسته از اراده ی معلمان این گونه برخورد ها شده است جای تحقیق دارد و بحث درین خصوص در این مقال نمیگنجد.

اما امروز، رسول بداقی است که باری سنگین تر از دیگران بر دوش می کشد، رسولی که قرار است با این حکم جدید، نه سال از عمرش را پشت میله های زندان سپری کند. معلمی که از درون زندان هنوز نگران است که مبادا مدرسه اش دیر شود، معلمی که به خاطر اندیشه هایش میله های زندان را دوست دارد، معلمی که می گوید تا زمانی که اندیشه ها از ترس شلاق در مغزها زندانی است، من آزادی نمی خواهم، معلمی که درس آزادگی می دهد
این معلم به ناحق در بند است، و خانواده اش و معلمان کشور منتظر آزادی او هستند.
*****
#ایران #رسول بداقی #انتظار #آزادی #زندان #مدرسه #حکم #اندیشه #معلمان #کمپین  -فعالین  -مدنی #فشار #صنفی #انفصال #محمد رضا نیک نژاد #مهدی بهلولی #اسماعیل عبدی #علی اکبر باغانی #حمید رضا هاشمی #تغیر #قانون #عدالت #نظام آموزشی