‏نمایش پست‌ها با برچسب دختر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دختر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

#ایران -نامه دختر بی سرپرست گلفروش به پدر و مادرش

نامه دختر بی سرپرست گلفروش به پدر و مادرش

سلام بابا .. سلام مامان
امروز دلم خیلی برایتان تنگ شده بود و میخواستم بیام سر قبرتون و باهاتون حرف بزنم ولی از آنجا که کسی را ندارم تا مرا به قبرستان بیاورد و خودم چون بچه ام و اگر تا آنجا بیام شاید گم بشم و از طرفی شما که غریبه نیستین پول واسه کرایه ندارم و هم اینکه از دست عمو حیدر کتک میخورم تصمیم گرفتم به حرف دوستم نرگس عمل کنم و برایتان نامه بنویسم و توی صندوق پست بزارم تا هر وقت آقای پستچی آمد نامه را برایتان به قبرستان بیاورد .. آخه آدرس گیرنده رو قبرستان نوشتم .. راستی نرگس تنها دوستمه و باهم یا گدایی می کنیم و یا گل میفروشیم .. ما همه مون واسه عمو حیدر کار می کنیم .. صبح ها ما را با ماشین میبرد و در سرچهارراهها پیاده می کند و شب ها هم دنبالمان میاد و ما را به خانه میبرد .. در خانه اش حدود بیست تا بچه مثل من هست که همگی کسی رو ندارند و برای عمو حیدر کار می کنند .. از گدایی تا فروختن گل و آدامس و .. ما همه مون سخت کار می کنیم و عمو حیدر در عوض فقط کمی غذا و جای خواب به ما میده ... مامان بین خودمان بماند .. به بابا نگی .. عمو حیدر هر وقت کم کاسبی می کنیم ما را کتک میزند و آنشب به ما شام نمیدهد .. مامان از شش ماه پیش که شما رفتین پیش خدا هنوز یک دل سیر غذا نخوردم .. تازه حتی لباس گرم هم به ما نمیده .. دیروز باران بود و چون کفش هام سوراخ بودند تمام انگشتان پاهام یخ زدند .. از دیشب تا الان مرتب سرفه می کنم ولی کسی حواسش به من نیست .. بابا کجایی تا من را به دکتر ببری .. مامان به این زودی کجا رفتی .. کاش بودی و دست مهربانت را بر سرم می کشیدی و الان برام سوپ درست میکردی .. بابا اگه بودی نمیزاشتی عمو حیدر من را کتک بزند و تازه الان بجای گلفروشی داشتم کلاس چهارم درس میخوندم .. بابا از وقتی تو و مادر به جرم قاچاق اعدام شدین زن عمو فقط یک هفته باهام مهربان بود و بعد از مدتی یک شب من را آورد سر یک میدان و به عمو حیدر فروخت .. آخه گناه من چیه ؟
من که هوز بچه ام وکار بدی نکردم .. چرا نباید مثل همه بچه ها لباس خوب بپوشم و اسباب بازی داشته باشم .. واسه چی من بجای مدرسه باید کار کنم .. مامان من هم دلم میخواد دوستای مدرسه مو بیارم خونه و باهاشون بازی کنم .. منم دلم غذای خوشمزه وگرم میخواد .. بابا اینقدر دلم واسه دیدن برنامه کودک تنگ شده نگو .. عمو حیدر اینجا نمیزاره تلویزیون نگاه کنیم .. میگه زود بخوابید تا صبح زود بیدار بشید .. بابا چرا خدا حواسش به بچه هایی مثل ما نیست .. مگه نمیگن خدا بچه ها رو دوست داره .. نکنه فقط بچه پولدارها رو دوست داره .. مامان تو رو به حضرت فاطمه زهرا قسم میدم یکشب از آسمون پایین بیا و من رو ببر پیش خودتون .. هر وقت بچه ای رو با مامان وباباش می بینم اینقدر غصه میخورم .. میرم گوشه ای و واسه بیچارگی خودم گریه می کنم .. تازه کسی نیست دلداریم بده واشکهامو پاک کنه .. آخه من چه گناهی کردم .. خدایا اینجا که واسه من از جهنم بدتره .. من رو ببر بهشت .. تا دوست داشته باشم ..
خداحافظ مامان وبابا .. دعا کنید زود بیام پیشتون ..
******
خبرهاى ما را مى توانيد در كانال #‏تلگرام نيز دنبال كنيد 
آدرس كانال تلگرام : http://telegram.me/CampaignActivistsTeachers
@SamanehSaberi        آي دي تلگرام :

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

#ايران -من يك دخترم و آرزوهايى دارم، آرزو دارم بدون ترس و لرز و بدون

من يك دخترم و آرزوهايى دارم، آرزو دارم بدون ترس و لرز و بدون

آرزو دارم بدون ترس و لرز و بدون روسرى و با لباس راحت پا به حياط خانه بگذارم.نميتوانم چون ديوار خانه ى ما از كوه است و از كوه هر كسى بالا ميرود.دوست مهربانى دارم كه بارها مرا به خانه دعوت كرده و با محبتهاى بى شمارش مرا شرمنده كرده است.آرزو دارم براى يكبار هم كه شده به خانه دعوتش كنم و كمى از محبتهايش را جبران كنم.نميتوانم چون خانه ى ما نزديك كوه قرار گرفته و بيچاره دوستم تا به خانه ى ما برسد خسته و كوفته ميشود و ديگر ناى تفريح با من را ندارد.از آن گذشته،خانه ى ما ريخت خوبى ندارد و ديوارش كوه است و شرم دارم از آوردن دوستم به منزل.آرزو دارم از خانه بوى خوشى به مشام برسد ولى فاضلاب خانه ى ما پر شده است و ماشين فاضلاب تا كنار خانه ى ما نمى آيد.من و اهل خانه مجبوريم مدفوع خود را با سطل از فاضلاب كشيده و وقتى باران ميبارد سطل را در جوى آب خالى كنيم تا با آب باران به سمت پايين روانه شود.كار درستى نيست ولى مجبوريم.آرزو دارم يك شب بدون ترس بخوابم چون خانه ى ما تَرَك هاى بزرگى دارد و ميترسم زلزله اى بيايد و خانه ى سست ما ويران شود و عمر من در خواب سر آيد.آرزوهاى زيادى دارم ولى حوصله ى نوشتن ندارم.
براى اهالى محله ى لبنان
گچساران
******
#ایران #آرزو #زلزله #فاضلاب #کوه #مهربان #خانه #دعوت #جبران #محبت #دختر 
#تهران #شیراز #خرمشهر #مشهد #همدان #اصفهان #نجف آباد اصفهان #تبریز #گلستان #مازندران #ساری #آمل #بابل #البرز #رشت